سوال های ما و جواب های دکتر شیری

آرشیو سوالات پرسیده شده در کامنت های سایت و وبلاگ دکتر شیری

سوال های ما و جواب های دکتر شیری

آرشیو سوالات پرسیده شده در کامنت های سایت و وبلاگ دکتر شیری

سوال های ما و جواب های دکتر شیری

تقدیـــــــم به دکتر شیری عزیز

طبقه بندی موضوعی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل
نویسندگان
پیوندهای روزانه

76

چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۳۲ ب.ظ

هفتاد و ششمین سری سوال های ما و جواب های دکتر شیری



با سلام
جناب آقای دکتر شیری
بنده به تازگی وارد دهه چهارم زندگی ام شده‌ام. لیسانس مامایی و کارمند یه واحد درمانی در اسلامشهر.به تازگی خواستگاری آمده که شرایط ایشون خب تا حدودی مناسبه ولی دو تا قضیه است محل کار ایشون شرق تهران و دماوند هست. ما می‌خواهیم یکی دو روز دیگه صحبت کنیم. به نظرم این قضیه تغییر مکان مهمه. ولی یه کسی می‌گفت کار همیشه پیدا میشه مهم پیدا کردنه همسره. طرف اگر ارزش داشت آدم قید خیلی چیزها رو میزنه. نکته بعدی این که به نظر شما آدم خونه و زندگی اش رو ول کنه بره در شهر دیگه با یه فرهنگ دیگه زندگی کنه این چقدر در زندگی دخترهایی که این اقدام رو انجام می‌دهند تاثیر داره؟ باز یکی میگفت طرف اگر فول آپشن بود یا مورد تاپ این کار رو میشه انجام داد البته تا ما مورد تاپ و فول آپشن رو چه ببینیم. به نظر شما چقدر این گونه شرایط در تصمیم گیری نهایی آدما دخیل هست. این که من برای یه زندگی از چیزهایی که حالا برای یه خانم خیلی ضروری نیست مثل حالا همین کار کردن می‌گذرم چون فکر می‌کنم مثلا با این شرایط ممکنه دیگه موردی پیدا نشه.

=====================

دکتر شیری :

حالا شما وارد صحبت بشید ....ببینید طرف چه بضاعتی داره
اون وقت میتونیم دوباره ارزیابی کنیم. راستی اون کسی که بهتون کامنت میده انگاری نمایشگاه ماشین داره: full option
منافاتی نداره جمع بین همسر خوب وکار خوب

لینک اصلی





سلام آقای دکتر
نمیدونم یا ایمیلم به شما نمیرسه یا وقتتون کمه و نمیرسین جواب هم رو بدین.منم که مدام توی این سایت شما هستم تا شاید جواب سوالمو پیدا کنم. با اجازتون منم اینجا سوالمو مطرح میکنم چون واقعا به سر حد دیوانگی رسیدم و کل زندگیم داره نابود میشه.آقای دکتر من دختر فوق العاده سخت کوشی بودم و همیشه منطقمو در نظر میگیرم و صد البته به موقعش هم احساسمو درگیر میکنم.تقریبا دو سال پیش با آقایی اشنا شدم 90%مسائل حل بود به جز 2موردش. یکی خانوادش بودن و دیگری چهرشون در نگاه اول.اولین بار هم توی سمینار شما ایشونو دیدم که وقتی دیدمشون یه جوری شدم و تمام خوبی هاشونو فراموش کردم و باز با اینکه ایشون خیلی اصرار میکنن اما چهره ایشون جلو چشمم بود و هست.چند بار دیگه همو دیدیم وقتی خوب نگاهشون میکردم میدیدم که چهرشون عادیه اما تاثیر نگاه اول هنوز روم هستش.من ردشون کردم، بعد از ایشون هم هر کسی دیگه ای که پیشنهاد ازدواج یا دوستی برای ازدواج میدن رو رد کردم و رد میکنم. چون اون آقا همیشه در نظرمه.هرچند که به اینم فکر میکردم که شاید پشیمون بشم .این مسئله باعث شد که من دیگه نتونم هیچ تصمیمی هرچند ساده ای رو بتونم بگیرم. میدونم این مسئله باعث شد که متوجه بشم هیچی توی زندگی رو نمیفهمم. عشق به زندگی مفهوم میده ولی من ردش کردم ، شما به من بگین من باید چکار کنم؟ خواهش میکنم راهنماییم کنید !

=====================

دکتر شیری :

اگر دلایلتون منطقی بوده معنیش اینه که اگر پیش میرفتید شاید با ایشون دچار لغزش میشدید.البته ما اجازه نداریم اخلاقا آدمها را بهم بریزیم و ببریمشون تو بی ارزشی..این پیزیه که خوب بود نداشتی تو پرونده عاطفیت

لینک اصلی





سلام آقای دکتر
در صحبتهاتون از خواستن پسر و قانع کردن خونواده برا ازدواج گفتین.و اینکه اگه نتونه قانع کنه سکاندار خوبی برا کشتی زندگی نیست
وقتی خونواده دختر با ازدواج دخترشون با 1پسری که همدیگرو دوست دارن مخالفه و دختره نتونه خونواده رو علیرغم میلش قانع کنه چی؟؟

=====================

دکتر شیری :

فرق میکنه دیگه....بهتره دختر دلایل اصلی مخالفت را منطقی بررسی کنه و رو یکی دوتاش سرمایه گذاری کنه و اگر لازم شد ورود کنه منتها خیلی رو در رو نشه بلکه همگام بشه با فرد مخالف بعد نکته بگه

لینک اصلی





سلام آقای دکتر.
من قصد ازدواج دارم. میشه از فامیلای نزدیکتون یه کیس یه من معرفی کنید؟



حالا من شجاع ترم یا اون!!؟

=====================

دکتر شیری :

مشخصات بدید به ای میل من تا ببینیم شما شجاعید یا...

لینک اصلی





هزار سال هم بگذره قانع نمیشم که تحصیلات مرد می تونه پایین تر از زن باشه... ون خانم هایی که حاضر اند با مردهایی با تحصیلات کمتر از خودشون ازدواج کنند معلومه تحصیلات اصلا براشون درک و شعور نیاورده و هنوز در حدود شعور پیش از دانشگاهشون باقی موندند... به نظرم این خانم ها بهتر بود از اول جای دیگران رو در دانشگاه اشغال نمی کردند (دست کم همونی که نهایتا به همسری پذیرفتند!!!) تا جامعه ای با شعورتر و با پرستیژتر می داشتیم. چون به هر حال آسمون به زمین بیاد زمین به آسمون بره خلقت خدا تغییر نمی کنه و زن ها به دین همسرانشون هستند.
برای دکتر شیری و همین طور رادیو تلویزیون هم متاسفم که به جایی که کاری کنند تو این جامعه شعور مردها بالا بره... کاری می کنند که شعور بالا رفته ی زن ها اون هم فقط به خاطر مسائل جنسی بیاد پایین... انصافا هم از یه متخصص روانشناسی یونگ بیش از این توقع نیست! کی بشه روانشناسیمون هم اسلامی بشه.... یا خدا !!!

=====================

دکتر شیری :

هلیای گرامی
شما عصبی هستید وگرنه اینقدر پراکنده نمینوشتید بانو
موفقیت در ازدواج ارتباط معنا داری ندارد به بالا بودن تحصیلات زن یا مرد. تحصیلات لزوما شعور و ادب نمی آورد . انتهای کلامتون را هم میذارم به حساب عصبانیتتون از یک نامرد ، وگرنه به حساب شعورتون بگذاریم که نتایج خوبی دستمون را نمیگیره

لینک اصلی





سلام دکتر عزیز
میشه به من هم کمک کنید؟؟؟؟؟ من 18 سالمه و کاردانی معماری میخونم. از نظر ظاهر و تفکراتم (از نظر اطرافیان) به یه دختر 25 به بالا بیشتر شباهت دارم. من به دوست و آشنا خیلی راهتسپردم که قصد ازدواج دارم کلی هم خواستگار دارم اما تا زنگ میزنند واسه ازدواج میبینند سنم کمه پوزش میخوان و تمام. چکار کنم؟؟؟؟
یه چیز دیگه اینقدر درخواست ازدواج از طرف مرد های متاهل و کچل دارم که نگید و نپرسید. آخه چرا؟؟؟؟

=====================

دکتر شیری :

یگانه گرامی
دنیای تجربه نشده شما حیفه...باید وقتی به ازدواج فکر کیند که یگانه را کمی بدون دبیرستان و...زندگی کرده باشید
اما درباره مردان کچل متاهل ، چیزی به ذهنم نمیرسه جز اینکه باید ببینید سیگنالهای مخفی خود را برای چه کسانی میفرستی نا خودآگاه؟

لینک اصلی





در مورد نامه اول این خانوم یح جاش واسم مبهمه ،اینکه چرا فکر میکنید تا وقتی دختران مجرد وجود دارند یه پسر نباید سراغ یه خانم بیوه یا مطلقه بره؟یه خانم بیوه یا مطلقه جزامی نیست، کسیه که به هر دلیلی یکبار اشتباه کرده در مورد خانم بیوه که طفلک اشتباه هم نکرده،این خانم اگر آدم متشخص ،تحصیل کرده و با فرهنگی باشه آیا نمیتونه همسر موفقی باشه؟به خاطر برچسب بیوه یا مطلقه ای که به پیشونیش خورده فقط باید مردای خاصی رو واسه ازدواج انتخاب کنه؟حتی اگر این خانوم ازلحاظ شخصیتی یا حتی ظاهری خیلی سرتر از همسنان مجرد خودش باشه باید تنها بمونه و اگر پسری بخواد باهاش ازدواج کنه تعجب برانگیزه؟؟؟

=====================

دکتر شیری :

من نفهمیدم چه برداشتی کردید ! خب اینهمه مطلقه که ازدواج خوب میکنند مگه افسانه است؟ اینهمه زنان و مردان خوب با شخصیت توشون هست که آدم حظ میکنه باهاشون چند کلام حرف بزنه

لینک اصلی





سلام خوبید انشاالله؟
شما دیروز تو کلاس گفتید نمیشه همسر آدم هم یار عاطفی و جنصی ادم باشه هم یار فلسفی. چرا اینطوری نمیشه؟ یعنی مثلا نمیشه ادم با همسر خوش بشینه بحث بکنه راجع به فلان حرف آقای قمشه ای؟ منظورم بحثای فلسفی سنگین نیست.


بعد این داستان قطعه گمشده شل سیلور استاین رو شما قبولش دارید؟ یعنی میشه همچین چیزی رو تو دنیای واقعی پیاده اش کرد یا فقط تو داستانه؟

http://www.iran-eng.com/showthread.php/163367-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%87-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87

=====================

دکتر شیری :

حالا اگر همستون رفیق فلسفی تون هم بود که زهی سعادت اما یه عمر نشینیم تا یه هم چین چیزی گیر آدم بیاد

لینک اصلی





اقای دکتر کمبود سروتونین اظطراب میاره دکتر من به محضی که قرصام قطع میکنم حالم بد میشه متخصص اعصاب و روان گفتن شما از لحاظ جسمی احتمال داره سروتونین کم تر ترشح بشه اینه که باید قرص بخوری تا این روند ثابت بشه من یکم بد دل شدم میگین بازم بخورم؟

=====================

دکتر شیری :

منطق دکترتون صحیحه دیکه و باید تا زمانیکه بدن لازم داره مصرف کنید

لینک اصلی





آقای دکتر عزیز سلام !
چند سالی هست که نصف زندگیمو و یا شاید حتی بیشتر از نصف زندگیمو تو این دنیای مجازی میگذرونم... سه سالی هست که وبلاگ مینویسم و کلی دوست وبلاگی دارم و جز کسایی هستم که بین معتبر های بلاگستان و کسایی که سالها از من بزرگترن کلی طرفدار دارم، همیشه عقاید و نوشته هام و خوندن و خیلی ها دوسش داشتن، میگن قلم خوبی دارم.حالا هم که چند وقتیه فیس بوک وارد شده و توی فیس بوک هم ارتباط هام و دارم.(البته اصلا با کسایی که نمیشناسمشون ارتباط برقرار نمیکنم، فکر میکنم نمیتونم اعتماد کنم)... این تا اینجا.
مشکل من اینه که توانایی همین ارتباط هایی که تو دنیای مجازی دارم و تو دنیای واقعی ندارم... همیشه دوستای همکلاسی و حتی صمیمی ام میگن که توی فیس بوک و وبلاگت یه آدم دیگه ای هستی... دوستداشتنی تری... در حالی که من همون آدمم، اصلا سعی نمیکنم شکل دیگه ای باشم...
راستش به فکر افتادم که کلاسای مهارت ارتباطی رو شرکت کنم ولی واقعا نمیدونم مشکل از مهارتهای ارتباطی منه یا مساله دیگه ای میتونه باشه... راهنماییم کنین خواهشا.
لطفا در مورد کلاسای مهارت ارتباطی هم اطلاع رسانی کنین دکتر.
با احترام... بینهایت سپاس

=====================

دکتر شیری :

ببینید فهمیه گرامی
وقتی فاصله بین خود واقعی ما از خود فضای مجازی ما زیاد میشود تعارضهایی در رفتارهامون خودنمایی میکنه. شما حضورتون را در دنیای مجازی کم کنید ببنید چقدر دربیرون غیر عادی جلوه میکنید! دقیقا به تعادل خودتون نزدیک میشید
مهارت ارتباطی کمک زیادی بهتون میکنه اما نه با وجود دنیای نت و وبلاگ که نیمذاره مهارت در کسی نهادینه بشه چون هی درباره اش میخواد بمیسه یک فرد مشهور در وب. دوره مهارتهای ارتباطی تازه تموم شده و دوره جدیدش را از سایت میتویند دنبال کنید یا ای میلی بدید که موقعش بهتون میل بزنیم
لینک اصلی





دکتر من یه سوال دارم خواهش میکنم جدی بگیریدش من الان دقیقا 20 سالمه بین 33 تا 35 سالگی از لحاظ روانی مالی و... امادگی ازدواج پیدا میکنم درسته یا باید زمان را بکشم عقب تر؟

=====================

دکتر شیری :

شما الان باید زندگی کنی و دنیای خودت راتوسعه بدی و به ازدواج فکر نکنی

لینک اصلی





مادری 35 ساله ام به سوالات جنسی کودکم نمیدونم چه جوری جواب بدم ضمن اینکه تو دوره های فرزند پروری صراحتا به ما گفتن بچه را هر جا نذارید اموزش هم بهش بدید مورد ازار قرار نگیره بعد هم اقای دکتر دوره ی فرزند پروی باید چند جلسه باشه من احساس میکنم بازم گیر دارم کتاب خوبی تو این زمینه هست لطفا معرفی بفرمایید

=====================

دکتر شیری :

کتابهای هایم گینات خیلی خوبند

لینک اصلی





سلام دکتر خسته نباشین.میخواستم اگه میشه راهنماییم کنین.من 27 سالمه و با یه آقای 32 ساله حدود یک ماه و 5 روزه آشنا شدم رابطه مون فقط تلفنی هست و یک بار ملاقات حضوری داشتیم از نظر تحصیلی و ... و اخلاقی خیلی ازشون خوشم اومده ظاهرا ایشون هم همینطور اما ایشون میگن که از لحاظ کاری و روحی فعلا آمادگی ازدواجو ندارن اما دلشون میخواد به مرور و با یه رابطه طولانی مدت باهام ادامه بدن میخواستم بدونم به نظر شما من از کجا بفهمم که سرگرمی یا زنگ تفریح ایشون نیستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و چه روشی رو پیش بگیرم و تا چه تایمی ادامه بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی تردید دارم لطفا راهنماییم کنین ...........

=====================

دکتر شیری :

ببینید سارای گرامی
شما در سنی نیستید که بخواهید ریسک کنید خانوم. به نظرم اگر هم باهاشون معاشرتی دارید موقعیتهای دیگرتون را نیز مد نظر داشته باشید. مگر اینکه ایشون رابطه متعهدانه بخواهند که در این صورت باید بهشون اعلام کنید شناخت کافی یافته و میتونه تصمیم بگیرد

لینک اصلی





اقای دکتر من یکی از دوستام چند وقت پیش یه کاری اشتباهی کرد و پلیسا گرفتنش

یک ماه زندان بود بعد سند گذاشتن اوردنش بیرون حالا دوباره باید بره زندان

و اصلن دوست نداره بره و تقریبا میشه گفت افسردگی گرفته

میخواستم ببینم چجوری باهاش حرف بزنم که امیدوار بشه

واینکه اگه میشه چند تا کتاب خوب معرفی کنید تا براش بخرم بهش هدیه بدم تو زندان بخونه حوصلش سر نره

=====================

دکتر شیری :

چند تا موسیقی خوب و یه فیلم خوب شاید بیشتر از کتاب تاثیر داشته باشه. فیلمی مثل افسانه بگر ونس خوبه

لینک اصلی


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی